تبليغاتX
اولین نرم افزار جهت ارسال تبلیغات در سایت پارسى بلاگ نيوك ويرايش 8.2 نيوك فارسي عکس وکلیپ و دوستیابی تم وبازی موبایل sms

عکس وکلیپ و دوستیابی تم وبازی موبایل sms

دوستیابی اس ام اس کلیپ داستان بازی موبایل برنامه موبایل تم موبایل بیوگرافی هنرمندان وفوتبالیست هاعک

بی تو آنلاین شبی

بی تو آنلاین شبی باز از آن Room گذشتم.
همه تن چشم شدم. دنبال ID تو گشتم.
شوق دیدار تو لبریز شد از Case وجودم.
شدم آن User دیوانه که بودم.
وسط صفحه دسکتاپ، ROOM ياد تو درخشيد
DING صد پنجره پيچيد
شکلکي زرد، بخنديد
یادم آمد که شبی با هم از آن Room گذشتیم.
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم.
تو همه راز های Hack ریخته در Booter های سیاهت.
من همه محو تماشای PM هایت.
Talk صاف و Room آرام، بخت خندان و زمان رام.
منو تو (و بقیه) همه دلداده به آواز روی Voice.
یادم آید تو به من گفتی از این عشق حذر کن.
لحظه ای چند بر این Room نظر کن.
Chat آیینه عشق گذران است.
تو که امروز نگاهت به ای میلی نگران است.
باش فردا که دلت با ID دگران است.
تا فراموش کنی چندی از این Room سفر کن.
با تو گفتم حذر از Room ندانم...
ترک chat کردن، هرگز نتوانم، نتوانم
روز اول که emailام به تمناي تو پر زد
مثل spam، توی Inbox تو نشستم
تو Delete کردي ولي من نرميدم، نگسستم
باز گفتم که تو يک Hacker و من User مستم
تا به دام تو در افتم Room ها رو گشتم و گشتم
تو مرا Hack بنمودي، نرميدم، نگسستم
Roomي از پايه فرو ريخت
Hackerي، Ignore تلخي زد و بگريخت
Hard بر مهر تو خنديد
CPU از عشق تو هنگيد
رفت در ظلمت شب، آن شب و شبهاي دگر هم
نگرفتي دگر از User آزرده، خبر هم
نکني ديگر از آن Room گذر هم
بي تو اما، به چه حالي من از آن Room گذشتم!
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 21:44  توسط ساوین  | 

شعرطنزدرددل دختری بامادرش

دختری با مادرش در رختخواب


درددل می کرد با چشمی پر آب


گفت:مادر حالم اصلا خوب نیست


زندگی از بهر من مطلوب نیست


گو چه خاکی را بریزم بر سرم؟


روی دستت باد کردم مادرم!


سن من از بیست وشش افزون شد


دل میان سینه غرق خون شد


هیچ کس مجنون این لیلا نشد


شوهری از بهر من پیدا نشد


غم میان سینه شد انباشته


بوی ترشی خانه را برداشته!


مادرش چون حرف دختش را شنفت


خنده بر لب آمدش آهسته گفت:


دخترم بخت تو هم وا می شود


غنچه ی عشقت شکوفا می شود


غصه ها را از وجودت دور کن


این همه شوهر یکی را تور کن!


گفت دختر مادر محبوب من!


ای رفیق مهربان و خوب من!


گفته ام با دوستانم بارها


من بدم می آید از این کارها


در خیابان یا میان کوچه ها


سر به زیر و با وقارم هر کجا


کی نگاهی می کنم بر یک پسر


مغز یابو خورده ام یا مغز خر!؟


غیر از آن روزی که گشتم همسفر


با سعیدویاسر وایضا صفر


با سه تاشان رفته بودم سینما


بگذریم از مابقی ماجرا!


یک سری هم صحبت صادق شدم


او خرم کرد آخرش عاشق شدم


یک دو ماهی یار من بود و پرید


قلب من از عشق او خیری ندید


مصطفای حاج علی اصغر شله


یک زمانی عاشق من شد،بله


بعد جعفر یار من عباس بود


البته وسواسی وحساس بود


بعد ازآن وسواسی پر ادعا


شد رفیقم خان داداش المیرا


بعد او هم عاشق مانی شدم


بعد مانی عاشق هانی شدم


بعدهانی عاشق نادر شدم


بعد نادر عاشق ناصر شدم


مادرش آمد میان حرف او


گفت: ساکت شو دگر ای فتنه جو!


گرچه من هم در زمان دختری


روز و شب بودم به فکر شوهری


لیک جز آن که تو را باشد پدر


دل نمی دادم به هرکس اینقدر


خاک عالم بر سرت ،خیلی بدی


واقعا که پوز مادر را زدی

+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 17:18  توسط ساوین  | 

شعرطنزلیلی ومجنون

دوباره شد شب و من بی قرارم..........Connect کن , زود بیا , در انتظارم

 

بیا من آمدم پای Messenger .......... شدم مسحور آوای Messenger

 

بیا Hard دلت را ما ببینیم ................گلی از گنج Home Page ات بچینیم

 

بیا Icon نمای بی نشانم ..................که من جز آدرس Mail ات ندانم

 

بیا امشب کمی Online باشیم............و تا صبح Sun Shine باشیم

 

بیا ((انگوری)) بی تو غش کرد..........و حتی Hard Disk اش هم Crash کرد

 

بیا ای عشق DotCom عزیزم .........به پای تو W ها بریزم

 

مرا در انتظار خویش مگذار....... ......و پا زاندازه آن بیش مگذار

 

بیا ای حاصل Search جهانی .......... بیا اجرا کن آن File نهانی

 

بیا در دل تو را کم دارم امشب.......... حدودا 100 مگی غم دارم امشب

 

اگر آیی دعایت می نمایم.................. .دعا تا بینهایت می نمایم

 

اگر آیی دعای من همین است............. و یا نقل به مضمونش چنین است:

 

مبادا لحظه ای DC شوی یار.............جدا از پای آن PC شوی یار

 

مبادا نام ما را پاک سازی................ .و کاخ آرزو را خاک سازی

 

بمان تا جاودان اندردر من ................ بمان تا حل شودهرمشکل من

+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 16:55  توسط ساوین  | 

شعرطنز

از صفر من تا بيست تو ..... راهي به جز تقدير نيست

دلخوش به استادم نكن ..... حذف اظطراري دير نيست

 

من غايبم يا در سكوت ..... تو حاضر و در گفتگو

من غافل از استاد و درس ..... تو مي نويسي مو به مو

 

با جزوه و فرمول بيا ..... تا پاس كنيم يك واحدي

چيزي نخواندن بهتر از ..... يه شب تلاش بيخودي

 

با عشق در دانشگاه ..... جايي براي درس نيست

البته ترم چهار و پنج ..... ديگر مجال ترس نيست

+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 2:58  توسط ساوین  |